مدارس ايرانى هوشمنددرابتداى راه
|
على محمدنژاد
پيشرفت هاى جهانى در فناورى ارتباطات و اطلاعات (ICT) در آستانه قرن بيست و يكم، جامعه جديد و متفاوتى را در پيش روى انسان ها قرار داده است، جامعه اى كه عملاً جهان را به سوى يك دهكده جهانى به پيش مى برد و به زعم بسيارى ازجامعه شناسان، عصر نوين جامعه بشرى يعنى عصر اطلاعات يا جامعه اطلاعاتى در حال شكل گرفتن است. جامعه اى كه از ويژگى هاى برجسته آن، اطلاعات و دانايى محورى است، يعنى همه چيز اعم از اقتصاد، آموزش و پرورش، تجارت، سياست و حتى امور زندگى بر مبناى اطلاعات و دانش استوار خواهد بود. آموزش و پرورش نيز از اين پديده در امان نمانده است و شايد انقلابى آرام در حال شكل گرفتن است كه اساساً آموزش و پرورش سنتى را نشانه رفته و ضمن حفظ حرمت و جايگاه و مؤلفه هاى اصلى آن، فرصت هاى جديد يادگيرى را به همراه دارد.
از نمونه هاى بارز كاربردهاى فناورى اطلاعات و ارتباطات در آموزش ايجاد مدارس هوشمند است. مدارس هوشمند Smart School از دستاوردهاى مهم توسعه فناورى اطلاعات در برنامه هاى آموزش و پرورش است كه فوايد و آثار و نتايج آن نه تنها در محيط آموزشى تأثيرات خود را خواهد داشت، بلكه تحولى نوين همراه باتجارب واقعى محيط زندگى دانش آموزان و فرداى آنها خواهد بود. با فعال شدن مدارس هوشمند، دانش آموزان به جاى كيف هاى مملو از كتاب هاى درسى حجيم، با كامپيوترهاى كيفى Laptop سر كلاس درس حاضر خواهند شد، امكان دسترسى آنها به اطلاعات نامحدود فراهم خواهد شد. امتحانات از طريق رايانه انجام خواهدگرفت و دانش آموزانى كه به علت بيمارى نتوانند در كلاس درس حاضر شوند، قادر خواهند بود در منزل از طريق رايانه درس هاى خود را دنبال كنند.
مدارس هوشمند به آن گروه از واحدهاى آموزشى اطلاق مى گردد كه با استفاده از يادگيرى الكترونيكى به صورت حضورى و باحفظ فضاى فيزيكى مدرسه، معلم، دانش آموز و با برخوردارى ازنظام آموزشى هوشمند و با رويكردى تلفيقى و جامع نسبت به ارائه خدمات آموزشى و پرورشى به دانش آموزان تلاش مى كند.
مدرسه هوشمند با مدرسه مجازى فرق دارد، مدرسه هوشمند اگر بخواهد مطلوب باشد بايد دانش آموزان در آن حضور فيزيكى داشته باشند و تفاوت آن بامدارس مجازى اين است كه معمولاً به مدارس از راه دور گفته مى شوند كه دانش آموز و معلم مى توانند كيلومترها از هم فاصله داشته باشند.
گفته مى شود اولين مدارس هوشمند در سال ۱۹۹۶ در انگلستان تأسيس شد و سپس مالزى در برنامه توسعه خود در پروژه «بيست بيست» مدارس هوشمند را جزو يكى از برنامه هاى اساسى خود قرار داد. اين كشور به عنوان بخشى از برنامه هفتم توسعه دولت، پيش بينى كرده است تا پايان اين برنامه حداقل ۷۵۰مدرسه به سيستم هوشمند تجهيز شوند.
مدارس هوشمند در ايران در ابتداى راه هستند. طبق مصوبات شوراى ICT وزارت آموزش و پرورش در سال تحصيلى ۱۳۸۴-،۱۳۸۳ pilot مدارس هوشمند به سازمان آموزش و پرورش شهر تهران محول گرديد. پس از طرح موضوع در شوراى راهبرى فناورى اطلاعات و ارتباطات وزارت متبوع، تعداد ۴ دبيرستان در ۴ منطقه تهران انتخاب و از سال تحصيلى بعد اجراى آزمايشى طرح در اين مدارس آغاز گرديد. براى اجراى طرح وضعيت موجودمدارس از لحاظ تجهيزات و وضعيت نيروى انسانى مورد بررسى قرار گرفت. مديران مدارس فوق ضمن شركت در جلسات متعدد كارشناسى در جريان امر قرار گرفتند و در خصوص تجهيز و ايجاد شبكه واحدهاى داخلى و نحوه توليد محتواى الكترونيك، آموزش معلمان، تقويت زبان انگليسى و مهارت هاى ICDL اقدام لازم به انجام رسيد. در حال حاضر تعداد اين مدارس در كشور افزايش يافته و روز به روز بر كيفيت و كارآيى اين مدارس افزوده مى گردد.
ويژگى مدارس هوشمند
مدارس هوشمند طورى طراحى شده اند كه برنامه درسى آنها به صورت عمودى و افقى داراى پيوستگى و شامل تمامى دوره هاى آموزشى و رشته هاى تحصيلى است. اين نظام به صورتى طراحى شده است كه معلمان مى توانند طرح درسى خود را طراحى نمايند و يا آن را با توجه به شرايط مدرسه خود اصلاح كنند.
محتواى دروس مدارس هوشمند را واحدهاى ياددهى - يادگيرى تشكيل مى دهند كه مجموع آنها طرح درس را تشكيل مى دهند. هر واحد درسى به صورت عامل چندرسانه اى شامل متن ويدئو، شبيه سازى رايانه اى، كارتون و توصيف آزمايشها مى باشند. واحدهاى ياددهى - يادگيرى راهبردهاى مختلف تدريس را طلب مى كنند و به گونه اى طراحى شده اند كه بتوانند طرح درس هاى موزونى را براى تمامى دروس تدارك ببينند .
ارزشيابى در مدارس هوشمند تدريجى و تكوينى است. عملكرد دانش آموزان به شيوه هاى مختلف و به صورت مستمر در مدارس هوشمند ارزشيابى مى شوند. تمرين هاى بسيار زيادى در نظر گرفته شده است تا بتواند پيشرفت دانش آموزان در هر واحد درسى رامورد ارزيابى قرار دهد. امتحان كوتاه تعاملى (Interaction quizzes) سؤالات انشايى، طرح هاى تحقيقاتى ، شبيه سازى ، تكاليف آزمايشگاه منزل و فعاليت هاى گروهى از جمله اين آزمون ها مى باشند. برخى از اين آزمونها به صورت كتاب باز برگزار مى شوند و در برخى نيز ممنوعيت هايى دراين مورد برقرار شده است. برخى از اين ارزشيابى ها با توجه به سرعت تك تك دانش آموزان طراحى شده اند و در بعضى نيز معلم هدايت آنها را برعهده دارد. دانش آموزان در هرمرحله مى توانند با رجوع به بانك اطلاعات حاوى رتبه بندى دانش آموزان، ازنحوه عملكرد خود در درس مورد نظر آگاه شوند. ابزار ارزشيابى رايانه اى در اختيار معلمان، مديران و اولياى دانش آموزان بوده و عملكرد دانش آموزان را در طول سال تحصيلى ارزيابى خواهدكرد.
مدرسه هوشمند «دانش آموز - محور» است و در آن معلم نقش هدايتگر را دارد. دانش آموز بر منابع موجود در مدرسه يا شبكه هاى اطلاع رسانى بيرونى نيز دسترسى دارد و در استفاده از منابع براى درس هاى خود آزاد است. او از دو نوع محتوا استفاده مى كند: محتواى الكترونيكى - و محتوايى كه معلم توليد مى كند.
ارتباط والدين با اين مدرسه «برخط» (online) است و از طريق اتصال به وسيله تلفيق كننده يا «مودم» (modem) به رايانه مركزى مدرسه، اين امكان را دارند كه با مدير يا معلمان مدرسه ارتباط پيدا كنند و از وضعيت تحصيلى فرزند خود آگاه شوند.
بانك اطلاعاتى مدرسه بايد با استانداردهاى روز جهان مطابقت داشته باشد. كتابخانه اين مدرسه، يك كتابخانه الكترونيكى است و دانش آموز مى تواند به صورت «برخط » (online) از آن استفاده كند. محيط هاى گفت وگو، بحث و پرسش و پاسخ به صورت همزمان و ناهمزمان دراين مدرسه فعال است.
آموزگاران و دانش آموزان در اين مدارس نقش و وظيفه خاصى به عهده مى گيرند. دانش آموزان، مى آموزند كه چگونه اطلاعات را پردازش كنند و به كار ببندند، آنها تفكر مصمم و جدى را آموزش مى بينند و درباره هر آنچه آموخته اند، مى انديشند. همچنين از دانش خود در زندگى روزمره بهره مى گيرند. از توانايى استفاده بهينه از فناورى شبكه برخوردار بوده و امكان دستيابى به منابع اطلاعاتى ملى و جهانى را خواهند داشت و مى توانند با ساير دانش آموزان، معلمان و مردم دنيا ارتباط متقابل برقرار كنند.
آموزگاران از يك سو راه را براى فعاليت هرچه بيشتر دانش آموزان مستعد، هموار مى نمايند و از سوى ديگر به ساير دانش آموزان اين امكان را مى دهند كه خودشان در فرآيند يادگيرى سهيم باشند. اهداف توسط معلمان شناسايى شده و سپس سمت وسوى حركت دانش آموزان مشخص مى شود. در كل مى توان گفت هدايت و رهبرى پيشرفت و ترقى دانش آموز وظيفه اصلى معلم در مدرسه هوشمند است.
مدارس هوشمند در يادگيرى انفرادى وجمعى به صورت منعطف و باز عمل مى كنند. در اين سيستم تجارب يادگيرى پيش بينى شده به حدى متنوع است كه جوابگوى دانش آموزان با سرعت يادگيرى متفاوت و روش هاى يادگيرى مختلف باشد. توزيع مواد آموزشى بر روى شبكه رايانه اى اين امكان را فراهم كرده است كه افراد به صورت انفرادى و جمعى و با سرعت هاى مختلف به يادگيرى مشغول شوند. در محيط هاى فردى و جمعى اين امكان براى افراد فراهم شده است كه بتوانند به صورت فردى يا گروهى به مطالعه بپردازند.
از ديگر ويژگى هاى مدارس هوشمند، شركت فعال تمامى افراد ذينفع در فرآيند يادگيرى است. به منظور تسهيل اين رويكرد، محيط هاى فردى براى دانش آموزان، معلمان، مديران و والدين پيش بينى شده است. در تمامى محيط ها، ابزار ارتباطى نظير پست الكترونيك (mail-e) و تابلوى اعلانات (Bulletin board) تدارك ديده شده است. والدين علاوه بر رتبه بندى دانش آموزان و ارزشيابى به عمل آمده به برنامه آموزشى و مديريتى مدرسه نيز دسترسى خواهند داشت.
متأسفانه سيستم آموزشى بسيارى از كشورهاى جهان در ۵۰ سال گذشته تغييرى نكرده است و عموماً بر مبناى حضور فيزيكى دانش آ موزان در محيط مدرسه و محدوديت هاى خاص آن متمركز بوده است در حالى كه مدارس هوشمند مى توانند مدارس را به منازل منتقل كنند تا دانش آموز بتواند در ساعات غيرحضورى نيز كه وقت مناسبى دارد فضاى آموزشى براى خود به وجود آورد. در مدارس سنتى محدوديت هاى بسيارى بخصوص در زمينه دسترسى به اطلاعات وجود دارد زيرا دانش آموز فقط وابسته به كتاب هاى محدود درسى و دانش چند معلمى است كه با او سر و كار دارند. از نظر فيزيكى نيز محيط مدرسه و كمبودهاى آموزشى مى تواند محدوديت هاى ديگرى براى آموزش سنتى باشد در حالى كه در مدارس هوشمند بسيارى از كمبودها از طريق شبكه هاى مختلف دسترسى به اطلاعات رفع شده است.
در مدارس هوشمند معمولاً محتواى درسى برحسب توان دانش آموز برنامه ريزى مى شود و در نتيجه در يك كلاس ۴۰ نفره ممكن است ۴۰ نوع فضاى آموزشى مهيا شود تا دانش آموزان داراى توانمندى بيشتر بتوانند از مطالب و امكانات بيشتر استفاده كنند و دانش آموزان ضعيف تر نيز در انتهاى كلاس نمانند.
خودكارسازى سيستم آموزشى و رأى گيرى و ارزيابى وضعيت هر دانش آموز نيز از تفاوت هاى عمده اى است كه سيستم هاى مدارس هوشمند به راحتى آن را در درون خود دارند و همين طور مى توان از طريق همين سيستم هاى خودكار نقش اوليا را در هدايت دانش آموزان افزايش داد.
مدرسه هوشمند نيازمند برنامه درسى مبتنى بر IT بوده كه مواد آموزشى و ارزشيابى مبتنى بر وب تدوين شود و IT در برنامه ريزى آموزشى دخالت داشته باشد. از طرفى حتى با داشتن مدارس هوشمند با اين تعريف، در صورت قبول نشدن دانش آموزان فارغ التحصيل از اين مدارس در كنكور سراسرى، چه كسى پاسخگوى خانواده آنان خواهد بود؟ حركت به سمت IT نيازمند پيشروى سيستماتيك است و ممكن نيست كه مدارس مبتنى بر IT و كنكور مبتنى بر حافظه مدارى را با يكديگر وفق دهيم. لازم است نظام تعليم و تربيت تكليف خود را با IT مشخص كند و مسئولان موظفند كه پاسخگوى نيازهاى ايجاد شده باشند.
*موانع موجود بر سر راه مدارس هوشمند
گرانى سيستم هاى آموزشى در هر ۳ بخش زيرساخت، توليد محتوا و نيروى انسانى از مشكلات عمده وجدى ايجاد مدارس هوشمند است. در زيرساخت هنوز شبكه پرسرعت اينترنت، آن گونه كه در كشورهاى توسعه يافته هست در كشور ما وجود ندارد. در همين حوزه نبود نرم افزارهاى قوى و سيستم هاى نرم افزارى مديريت آموزشى به وفور به چشم مى خورد، در بخش توليد محتوا فعاليت بسيار محدودى انجام شده كه قطعات محتواهاى توليد شده پاسخگوى نيازهاى حال و آتى اين نوع مدارس نيست. مشكل بعدى نبود نيروى انسانى متخصص در اين حوزه است كه هنوز سيستم آموزشى براى توليد چنين نيروى انسانى در كشور ما تعريف نشده است.
فناورى نوين اطلاعات و ارتباطات و از جمله اينترنت اجزاى اصلى مدارس هوشمند را تشكيل مى دهند اما در خصوص اين فناورى ها برخى مشكلات فرهنگى در جامعه وجود دارد. هنوز با توجه به گذشت چندين دهه از توليد اين گونه فناورى ها متأسفانه فرهنگ استفاده از فناورى هاى اطلاعاتى و ارتباطى چندان رونق نيافته و مقاومت هاى زيادى در اين مسير وجود دارد و در بسيارى از خانواده ها تلقى نادرست از اين مقوله موجب شده تا اين تكنولوژى به عنوان يك نامحرم فرض شود و از ورود تجهيزات الكترونيكى به منزل خوددارى شود در نتيجه فرزندان چنين خانواده هايى با مشكل مواجه خواهند شد.
مشكل اقتصادى بسيارى از خانواده ها براى تأمين حداقل يك دستگاه كامپيوتر يكى از مهم ترين موانع موجود در مسير موفقيت مدارس هوشمند است و اين مسأله زمانى بيشتر محسوس خواهد بود كه مدارس هوشمند در مناطق مختلف تعميم داده شود. حتى در حال حاضر درصد قابل توجهى از دانش آموزان مناطق برخوردار نيز امكان تهيه كامپيوتر در منزل را ندارند.
عادت دانش آموزان به يادگيرى سنتى و آزمون هاى سنتى و نيز عادت معلمان به همين روش ها از جمله مشكلات ديگر در حوزه مدارس هوشمند مى باشد. اين تغيير عادت ها و روش ها مستلزم برنامه ريزى و كار فرهنگى است تا به مرور ديدگاه ها و روش هاى موجود جهت بسترسازى براى استفاده مناسب از فناورى هاى اطلاعاتى و ارتباطى در آموزش ايجاد گردد.
هزينه ايجاد و راه اندازى مدارس هوشمند با توجه به گران بودن تجهيزات و امكانات موردنياز بالاست. گفته مى شود هر ۲ دانش آموز بايد از يك دستگاه كامپيوتر استفاده كنند اما در حال حاضر رعايت چنين الزامى براى تمام مدارس كشور مقدور نيست، اين مسأله مانع از ايجاد مدارس هوشمند به شكل مطلوب و استاندارد است.
نكته اى كه بايد بدان توجه داشت آن است كه در كپى بردارى از مدارس هوشمند و راه اندازى آنها در كشور مى بايد نوعى الگوى بومى را طراحى نمود، چرا كه مقتضيات جامعه ما با ديگر كشورها متفاوت بوده و اين امر مستلزم بومى سازى الگوى ايجاد مدارس هوشمند است.
پيشرفت هاى جهانى در فناورى ارتباطات و اطلاعات (ICT) در آستانه قرن بيست و يكم، جامعه جديد و متفاوتى را در پيش روى انسان ها قرار داده است، جامعه اى كه عملاً جهان را به سوى يك دهكده جهانى به پيش مى برد و به زعم بسيارى ازجامعه شناسان، عصر نوين جامعه بشرى يعنى عصر اطلاعات يا جامعه اطلاعاتى در حال شكل گرفتن است. جامعه اى كه از ويژگى هاى برجسته آن، اطلاعات و دانايى محورى است، يعنى همه چيز اعم از اقتصاد، آموزش و پرورش، تجارت، سياست و حتى امور زندگى بر مبناى اطلاعات و دانش استوار خواهد بود. آموزش و پرورش نيز از اين پديده در امان نمانده است و شايد انقلابى آرام در حال شكل گرفتن است كه اساساً آموزش و پرورش سنتى را نشانه رفته و ضمن حفظ حرمت و جايگاه و مؤلفه هاى اصلى آن، فرصت هاى جديد يادگيرى را به همراه دارد.
از نمونه هاى بارز كاربردهاى فناورى اطلاعات و ارتباطات در آموزش ايجاد مدارس هوشمند است. مدارس هوشمند Smart School از دستاوردهاى مهم توسعه فناورى اطلاعات در برنامه هاى آموزش و پرورش است كه فوايد و آثار و نتايج آن نه تنها در محيط آموزشى تأثيرات خود را خواهد داشت، بلكه تحولى نوين همراه باتجارب واقعى محيط زندگى دانش آموزان و فرداى آنها خواهد بود. با فعال شدن مدارس هوشمند، دانش آموزان به جاى كيف هاى مملو از كتاب هاى درسى حجيم، با كامپيوترهاى كيفى Laptop سر كلاس درس حاضر خواهند شد، امكان دسترسى آنها به اطلاعات نامحدود فراهم خواهد شد. امتحانات از طريق رايانه انجام خواهدگرفت و دانش آموزانى كه به علت بيمارى نتوانند در كلاس درس حاضر شوند، قادر خواهند بود در منزل از طريق رايانه درس هاى خود را دنبال كنند.
مدارس هوشمند به آن گروه از واحدهاى آموزشى اطلاق مى گردد كه با استفاده از يادگيرى الكترونيكى به صورت حضورى و باحفظ فضاى فيزيكى مدرسه، معلم، دانش آموز و با برخوردارى ازنظام آموزشى هوشمند و با رويكردى تلفيقى و جامع نسبت به ارائه خدمات آموزشى و پرورشى به دانش آموزان تلاش مى كند.
مدرسه هوشمند با مدرسه مجازى فرق دارد، مدرسه هوشمند اگر بخواهد مطلوب باشد بايد دانش آموزان در آن حضور فيزيكى داشته باشند و تفاوت آن بامدارس مجازى اين است كه معمولاً به مدارس از راه دور گفته مى شوند كه دانش آموز و معلم مى توانند كيلومترها از هم فاصله داشته باشند.
گفته مى شود اولين مدارس هوشمند در سال ۱۹۹۶ در انگلستان تأسيس شد و سپس مالزى در برنامه توسعه خود در پروژه «بيست بيست» مدارس هوشمند را جزو يكى از برنامه هاى اساسى خود قرار داد. اين كشور به عنوان بخشى از برنامه هفتم توسعه دولت، پيش بينى كرده است تا پايان اين برنامه حداقل ۷۵۰مدرسه به سيستم هوشمند تجهيز شوند.
مدارس هوشمند در ايران در ابتداى راه هستند. طبق مصوبات شوراى ICT وزارت آموزش و پرورش در سال تحصيلى ۱۳۸۴-،۱۳۸۳ pilot مدارس هوشمند به سازمان آموزش و پرورش شهر تهران محول گرديد. پس از طرح موضوع در شوراى راهبرى فناورى اطلاعات و ارتباطات وزارت متبوع، تعداد ۴ دبيرستان در ۴ منطقه تهران انتخاب و از سال تحصيلى بعد اجراى آزمايشى طرح در اين مدارس آغاز گرديد. براى اجراى طرح وضعيت موجودمدارس از لحاظ تجهيزات و وضعيت نيروى انسانى مورد بررسى قرار گرفت. مديران مدارس فوق ضمن شركت در جلسات متعدد كارشناسى در جريان امر قرار گرفتند و در خصوص تجهيز و ايجاد شبكه واحدهاى داخلى و نحوه توليد محتواى الكترونيك، آموزش معلمان، تقويت زبان انگليسى و مهارت هاى ICDL اقدام لازم به انجام رسيد. در حال حاضر تعداد اين مدارس در كشور افزايش يافته و روز به روز بر كيفيت و كارآيى اين مدارس افزوده مى گردد.
ويژگى مدارس هوشمند
مدارس هوشمند طورى طراحى شده اند كه برنامه درسى آنها به صورت عمودى و افقى داراى پيوستگى و شامل تمامى دوره هاى آموزشى و رشته هاى تحصيلى است. اين نظام به صورتى طراحى شده است كه معلمان مى توانند طرح درسى خود را طراحى نمايند و يا آن را با توجه به شرايط مدرسه خود اصلاح كنند.
محتواى دروس مدارس هوشمند را واحدهاى ياددهى - يادگيرى تشكيل مى دهند كه مجموع آنها طرح درس را تشكيل مى دهند. هر واحد درسى به صورت عامل چندرسانه اى شامل متن ويدئو، شبيه سازى رايانه اى، كارتون و توصيف آزمايشها مى باشند. واحدهاى ياددهى - يادگيرى راهبردهاى مختلف تدريس را طلب مى كنند و به گونه اى طراحى شده اند كه بتوانند طرح درس هاى موزونى را براى تمامى دروس تدارك ببينند .
ارزشيابى در مدارس هوشمند تدريجى و تكوينى است. عملكرد دانش آموزان به شيوه هاى مختلف و به صورت مستمر در مدارس هوشمند ارزشيابى مى شوند. تمرين هاى بسيار زيادى در نظر گرفته شده است تا بتواند پيشرفت دانش آموزان در هر واحد درسى رامورد ارزيابى قرار دهد. امتحان كوتاه تعاملى (Interaction quizzes) سؤالات انشايى، طرح هاى تحقيقاتى ، شبيه سازى ، تكاليف آزمايشگاه منزل و فعاليت هاى گروهى از جمله اين آزمون ها مى باشند. برخى از اين آزمونها به صورت كتاب باز برگزار مى شوند و در برخى نيز ممنوعيت هايى دراين مورد برقرار شده است. برخى از اين ارزشيابى ها با توجه به سرعت تك تك دانش آموزان طراحى شده اند و در بعضى نيز معلم هدايت آنها را برعهده دارد. دانش آموزان در هرمرحله مى توانند با رجوع به بانك اطلاعات حاوى رتبه بندى دانش آموزان، ازنحوه عملكرد خود در درس مورد نظر آگاه شوند. ابزار ارزشيابى رايانه اى در اختيار معلمان، مديران و اولياى دانش آموزان بوده و عملكرد دانش آموزان را در طول سال تحصيلى ارزيابى خواهدكرد.
مدرسه هوشمند «دانش آموز - محور» است و در آن معلم نقش هدايتگر را دارد. دانش آموز بر منابع موجود در مدرسه يا شبكه هاى اطلاع رسانى بيرونى نيز دسترسى دارد و در استفاده از منابع براى درس هاى خود آزاد است. او از دو نوع محتوا استفاده مى كند: محتواى الكترونيكى - و محتوايى كه معلم توليد مى كند.
ارتباط والدين با اين مدرسه «برخط» (online) است و از طريق اتصال به وسيله تلفيق كننده يا «مودم» (modem) به رايانه مركزى مدرسه، اين امكان را دارند كه با مدير يا معلمان مدرسه ارتباط پيدا كنند و از وضعيت تحصيلى فرزند خود آگاه شوند.
بانك اطلاعاتى مدرسه بايد با استانداردهاى روز جهان مطابقت داشته باشد. كتابخانه اين مدرسه، يك كتابخانه الكترونيكى است و دانش آموز مى تواند به صورت «برخط » (online) از آن استفاده كند. محيط هاى گفت وگو، بحث و پرسش و پاسخ به صورت همزمان و ناهمزمان دراين مدرسه فعال است.
آموزگاران و دانش آموزان در اين مدارس نقش و وظيفه خاصى به عهده مى گيرند. دانش آموزان، مى آموزند كه چگونه اطلاعات را پردازش كنند و به كار ببندند، آنها تفكر مصمم و جدى را آموزش مى بينند و درباره هر آنچه آموخته اند، مى انديشند. همچنين از دانش خود در زندگى روزمره بهره مى گيرند. از توانايى استفاده بهينه از فناورى شبكه برخوردار بوده و امكان دستيابى به منابع اطلاعاتى ملى و جهانى را خواهند داشت و مى توانند با ساير دانش آموزان، معلمان و مردم دنيا ارتباط متقابل برقرار كنند.
آموزگاران از يك سو راه را براى فعاليت هرچه بيشتر دانش آموزان مستعد، هموار مى نمايند و از سوى ديگر به ساير دانش آموزان اين امكان را مى دهند كه خودشان در فرآيند يادگيرى سهيم باشند. اهداف توسط معلمان شناسايى شده و سپس سمت وسوى حركت دانش آموزان مشخص مى شود. در كل مى توان گفت هدايت و رهبرى پيشرفت و ترقى دانش آموز وظيفه اصلى معلم در مدرسه هوشمند است.
مدارس هوشمند در يادگيرى انفرادى وجمعى به صورت منعطف و باز عمل مى كنند. در اين سيستم تجارب يادگيرى پيش بينى شده به حدى متنوع است كه جوابگوى دانش آموزان با سرعت يادگيرى متفاوت و روش هاى يادگيرى مختلف باشد. توزيع مواد آموزشى بر روى شبكه رايانه اى اين امكان را فراهم كرده است كه افراد به صورت انفرادى و جمعى و با سرعت هاى مختلف به يادگيرى مشغول شوند. در محيط هاى فردى و جمعى اين امكان براى افراد فراهم شده است كه بتوانند به صورت فردى يا گروهى به مطالعه بپردازند.
از ديگر ويژگى هاى مدارس هوشمند، شركت فعال تمامى افراد ذينفع در فرآيند يادگيرى است. به منظور تسهيل اين رويكرد، محيط هاى فردى براى دانش آموزان، معلمان، مديران و والدين پيش بينى شده است. در تمامى محيط ها، ابزار ارتباطى نظير پست الكترونيك (mail-e) و تابلوى اعلانات (Bulletin board) تدارك ديده شده است. والدين علاوه بر رتبه بندى دانش آموزان و ارزشيابى به عمل آمده به برنامه آموزشى و مديريتى مدرسه نيز دسترسى خواهند داشت.
متأسفانه سيستم آموزشى بسيارى از كشورهاى جهان در ۵۰ سال گذشته تغييرى نكرده است و عموماً بر مبناى حضور فيزيكى دانش آ موزان در محيط مدرسه و محدوديت هاى خاص آن متمركز بوده است در حالى كه مدارس هوشمند مى توانند مدارس را به منازل منتقل كنند تا دانش آموز بتواند در ساعات غيرحضورى نيز كه وقت مناسبى دارد فضاى آموزشى براى خود به وجود آورد. در مدارس سنتى محدوديت هاى بسيارى بخصوص در زمينه دسترسى به اطلاعات وجود دارد زيرا دانش آموز فقط وابسته به كتاب هاى محدود درسى و دانش چند معلمى است كه با او سر و كار دارند. از نظر فيزيكى نيز محيط مدرسه و كمبودهاى آموزشى مى تواند محدوديت هاى ديگرى براى آموزش سنتى باشد در حالى كه در مدارس هوشمند بسيارى از كمبودها از طريق شبكه هاى مختلف دسترسى به اطلاعات رفع شده است.
در مدارس هوشمند معمولاً محتواى درسى برحسب توان دانش آموز برنامه ريزى مى شود و در نتيجه در يك كلاس ۴۰ نفره ممكن است ۴۰ نوع فضاى آموزشى مهيا شود تا دانش آموزان داراى توانمندى بيشتر بتوانند از مطالب و امكانات بيشتر استفاده كنند و دانش آموزان ضعيف تر نيز در انتهاى كلاس نمانند.
خودكارسازى سيستم آموزشى و رأى گيرى و ارزيابى وضعيت هر دانش آموز نيز از تفاوت هاى عمده اى است كه سيستم هاى مدارس هوشمند به راحتى آن را در درون خود دارند و همين طور مى توان از طريق همين سيستم هاى خودكار نقش اوليا را در هدايت دانش آموزان افزايش داد.
مدرسه هوشمند نيازمند برنامه درسى مبتنى بر IT بوده كه مواد آموزشى و ارزشيابى مبتنى بر وب تدوين شود و IT در برنامه ريزى آموزشى دخالت داشته باشد. از طرفى حتى با داشتن مدارس هوشمند با اين تعريف، در صورت قبول نشدن دانش آموزان فارغ التحصيل از اين مدارس در كنكور سراسرى، چه كسى پاسخگوى خانواده آنان خواهد بود؟ حركت به سمت IT نيازمند پيشروى سيستماتيك است و ممكن نيست كه مدارس مبتنى بر IT و كنكور مبتنى بر حافظه مدارى را با يكديگر وفق دهيم. لازم است نظام تعليم و تربيت تكليف خود را با IT مشخص كند و مسئولان موظفند كه پاسخگوى نيازهاى ايجاد شده باشند.
*موانع موجود بر سر راه مدارس هوشمند
گرانى سيستم هاى آموزشى در هر ۳ بخش زيرساخت، توليد محتوا و نيروى انسانى از مشكلات عمده وجدى ايجاد مدارس هوشمند است. در زيرساخت هنوز شبكه پرسرعت اينترنت، آن گونه كه در كشورهاى توسعه يافته هست در كشور ما وجود ندارد. در همين حوزه نبود نرم افزارهاى قوى و سيستم هاى نرم افزارى مديريت آموزشى به وفور به چشم مى خورد، در بخش توليد محتوا فعاليت بسيار محدودى انجام شده كه قطعات محتواهاى توليد شده پاسخگوى نيازهاى حال و آتى اين نوع مدارس نيست. مشكل بعدى نبود نيروى انسانى متخصص در اين حوزه است كه هنوز سيستم آموزشى براى توليد چنين نيروى انسانى در كشور ما تعريف نشده است.
فناورى نوين اطلاعات و ارتباطات و از جمله اينترنت اجزاى اصلى مدارس هوشمند را تشكيل مى دهند اما در خصوص اين فناورى ها برخى مشكلات فرهنگى در جامعه وجود دارد. هنوز با توجه به گذشت چندين دهه از توليد اين گونه فناورى ها متأسفانه فرهنگ استفاده از فناورى هاى اطلاعاتى و ارتباطى چندان رونق نيافته و مقاومت هاى زيادى در اين مسير وجود دارد و در بسيارى از خانواده ها تلقى نادرست از اين مقوله موجب شده تا اين تكنولوژى به عنوان يك نامحرم فرض شود و از ورود تجهيزات الكترونيكى به منزل خوددارى شود در نتيجه فرزندان چنين خانواده هايى با مشكل مواجه خواهند شد.
مشكل اقتصادى بسيارى از خانواده ها براى تأمين حداقل يك دستگاه كامپيوتر يكى از مهم ترين موانع موجود در مسير موفقيت مدارس هوشمند است و اين مسأله زمانى بيشتر محسوس خواهد بود كه مدارس هوشمند در مناطق مختلف تعميم داده شود. حتى در حال حاضر درصد قابل توجهى از دانش آموزان مناطق برخوردار نيز امكان تهيه كامپيوتر در منزل را ندارند.
عادت دانش آموزان به يادگيرى سنتى و آزمون هاى سنتى و نيز عادت معلمان به همين روش ها از جمله مشكلات ديگر در حوزه مدارس هوشمند مى باشد. اين تغيير عادت ها و روش ها مستلزم برنامه ريزى و كار فرهنگى است تا به مرور ديدگاه ها و روش هاى موجود جهت بسترسازى براى استفاده مناسب از فناورى هاى اطلاعاتى و ارتباطى در آموزش ايجاد گردد.
هزينه ايجاد و راه اندازى مدارس هوشمند با توجه به گران بودن تجهيزات و امكانات موردنياز بالاست. گفته مى شود هر ۲ دانش آموز بايد از يك دستگاه كامپيوتر استفاده كنند اما در حال حاضر رعايت چنين الزامى براى تمام مدارس كشور مقدور نيست، اين مسأله مانع از ايجاد مدارس هوشمند به شكل مطلوب و استاندارد است.
نكته اى كه بايد بدان توجه داشت آن است كه در كپى بردارى از مدارس هوشمند و راه اندازى آنها در كشور مى بايد نوعى الگوى بومى را طراحى نمود، چرا كه مقتضيات جامعه ما با ديگر كشورها متفاوت بوده و اين امر مستلزم بومى سازى الگوى ايجاد مدارس هوشمند است.
+ نوشته شده توسط حسن میرزایی در 87/05/22 و ساعت
|

