تبليغاتX
مديريت نوين مدارس - مدرسه محوری -->

نویسندگان مقاله : ناصر جعفری و رضا یار احمدی

رتبه ی اول همایش مدرسه محوری نیاز امروز ، بانه، آذر هشتاد و سه
اهميت و نقش آموزش و پرورش در بهسازي و توسعه ي زندگي فردي و اجتماعي سبب شده است كه جامعه و اولياي دانش آموزان به اين باور برسند كه مدرسه محيطي رشد دهنده ، پويا و زمينه ساز پرورش استعداد هاي بالقوه فرزندانشان است . تحقق اهداف متعالي آموزش و پرورش و لزوم توجه به روحيات و ويژگي هاي نسل جوان ، تفاوت هاي ناشي از شرايط جغرافيايي و محيطي ، محدويت منابع و امكانات ايجاب مي كند كه اداره ي امور مدارس مبتني بر افزايش قدرت تصميم گيري ، استقلال نسبي انعطاف پذيري و روش هاي غير متمركز و مشاركت جويانه باشد تا بتواند فضاي عمومي مدرسه را پويا ، پر نشاط و فعال نموده و توانمندي ها و خلاقيت هاي مديران ، معلمان و دانش آموزان را به خوبي شكوفا و متجلي سازد."[1]
"امروزه عموم مخاطبان و علاقمندان به آموزش و پرورش معتقدند كه نظام آموزش و پرورش پاسخگوي خيل عظيم مطالبات نيست و نيازمند اصلاحات جدي و اساسي است و استدلال مي كنند كه با رويكردهاي منسوخ و بدون عطف توجه به نيازها و تقاضاي اجتماعي و محيطي روزافزون ، نمي توان از نهاد آموزش و پرورش خواست كاركردهاي اساسي خود را اجرا كند ."[2]
برهمين اساس است كه شوراي عالي آموزش و پرورش با همكاري مديران و كارشناسان حوزه ي ستادي نسبت به تدوين آيين نامه ي جامعي با عنوان آيين نامه ي اجرايي طرح و در ششصد و پنجاه و دومين جلسه ي شوراي عالي آموزش و پرورش در مورخه 20/5/1379 در هنگام صدارت حسين مظفر به تصويب برساند . اين آيين نامه به صورت آزمايشي در سال تحصيلي 79/78 در كليه ي مدارس كشور به اجرا درآمد .[3] اين اولين قدم اصولي و سيستماتيك مجموعه ي آموزش و پرورش در زمينه ي "سياست مدرسه محوري" بوده است .
مدرسه محوري يعني چه؟
به رغم تلاش فراوان نگارندگان اين مقاله تا كنون موفق به يافتن تعريف درست و مشخصي در اين باره نشده ايم به همين منظور تعاريفي را كه از طرف صاحب نظران ارايه شده است در اصل مقاله آورده ايم. تعاريفي از ديدگاه حسين مظفر وزير پيشين آموزش و پرورش ( آذر ماه 1378) ، هادي عزيززاده دبير كل شوراي عالي آموزش و پرورش ، دكتر علي اصغر فاني معاون آموزش و پرورش نظري و مهارتي وزارت آموزش و پرورش ، دكتر قربانعلي سليمي استاديار دانشكده ي علوم تربيتي دانشگاه اصفهان ،آقايان جوزف مورفي و لين بك مؤلفان كتاب مديريت مبتني بر مدرسه ، علي اصغر كاكو جويباري رئيس و دبير شوراي تحقيقات پژوهشكده تعليم و تربيت ايران ، دكتر عبدالعظيم كريمي ، مشاور تربيتي معاون وزير آموزش و پرروش و بيل عضو كميته ي مديريت متحد IMC با ملاحظه و بررسي تعاريف ارايه شده ي بالا كه همگي از طرف صاحب نظران و نخبگان تعليم و تربيت ايران و جهان ارايه شده اند به نقاط مشتركي پي مي بريم كه ما را در تدوين تعريفي تقريباً مقبول ياري مي دهد. مولفه هايي نظير مشاركت همگاني ، تفويض اختيار ، افزايش كيفيت و بهره وري واحدهاي سازماني ، تصميم سازي و تصميم گيري در امور و انعطاف پذيري از مواردي است كه در اين تعاريف مورد توجه قرار گرفته اند و به نظر مي رسد مورد توافق همگان باشد. بر همين اساس مي توان اصول چهار گانه ي مدرسه محوري را در موارد زير خلاصه كرد : "مشاركت پذيري ، تمركززدايي ، اعطاي اختيارات و انعطاف پذيري ."
اهداف مدرسه محوري :
با اين باور كه مدرسه محوري به عنوان يك راهبرد نوين جهت پاسخگويي به نيازهاي آموزشي و تربيتي جامعه ي امروز مورد توافق بيشتر انديشمندان حوزه ي تعليم و تربيت قرار گرفته است و توانسته در توسعه يافتگي و رشد همه جانبه ، كمك شاياني به جامعه ي جهاني ارايه دهد داراي اهداف خاصي منطبق بر تحولات علمي است كه به بعضي از اين اهداف اشاره مي شود.
توسعه ي اختيارات مدارس
كاهش سلسله مراتب اداري
ترويج فرهنگ كار گروهي
ارتقاء كيفي مدارس دولتي
استفاده ي مناسب تر از منابع مالي و انساني
كاهش نابرابري دستيابي به فرصت هاي تحصيلي
ارتقاء كيفيت ارائه ي خدمات به مردم
فراهم آوردن زمينه ي استاندارد سازي خدمات دستگاه هاي دولتي
افزايش انگيزه ي كاركنان و مديران
كنترل نتايج فعاليت ها و خدمات به جاي كنترل مراحل انجام كار
آسيب هاي عمده ي پيش رو در نظام آموزش و پرورش عبارتند از :
· ضعف پشتوانه ي كارشناسي و تخصصي برنامه ها و ايده هاي پيشنهادي
· ضعف كارشناسي برنامه ها و تصميمات و كاهش سطح پذيرش برنامه ها و تصميم ها در ميان نخبگان كشور به دليل استمرار ناتواني نهادهاي تصميم گيري كلان به خصوص در زمينه ي برنامه ريزي ، بودجه بندي ، تدوين مقررات ، نظارت و ...
· ناسازگاري بين برنامه ها و خط مشي وزارت آموزش و پرورش ،
· اتخاذ تصميم هاي موازي ، مغاير يا ناسازگار با برنامه ها و قوانين در آموزش وپرورش[4]
از اين روي ، برمسئولين است كه با همكاري فرهنگيان و ساير كارشناسان به تعيين و تببين استراتژي مديريت نظام آموزش و پرورش در قالب يك مرحله ي انتقالي و با توجه به اهداف ذيل مبادرت نمايند:
1- كاهش نقش مديريتي و نظارتي دولت در آموزش و پرورش و فراهم سازي زمينه هاي استقلال نظام آموزشي .
2- سپردن مديريت نظام آموزشي به كارشناسان واقعي و اشخاصي كه از قدرت طراحي برنامه هاي نوين و بهره مندي هر چه بهتر از تحولات جديد دنيا در زمينه آموزش برخوردار بوده و به اصلاح ساختار بوروكراسي اداري، مشكلات عمده ي فرهنگيان , جذب برنامه هاي حمايتي دولت و اجراي رضايت بخش سياست هاي عمومي دولت در حوزه ي آموزش و فرهنگ مبادرت نمايند .
بر نگارندگان اين مقاله ، مديريت آموزش و پرورش شهرستان بانه نيز به عنوان بخشي از وزارت آموزش و پرورش از نظر دور نمانده است و با مطرح نمودن شش سئوال گسترده پاسخ نظر عوامل ستادي اين مديريت را در باره ي سياست مدرسه محوري جويا شديم . بر اساس واقعيات موجود و اطلاعات مندرج در سطور بالا اصلاح نظام تعليم وتربيت ايران يك مسئله ي غير قابل انكاربراي رسيدن به اهداف نوين سازماني است . كه در اين راستا اجراي سياست مديريت مدرسه محور حتي از تحقق يك هدف ، غايت يا يك نهضت اصلاحي خيلي بيشتر است. و فرايندي است كه معلما ن را در اداره ي مدرسه سهيم مي كند و موازنه ي قدرت به وجود مي آورد از طرف ديگر شركت فعال دانش آموزان و ديگر شهروندان را در امور مدرسه فراهم مي سازد .
موانع تحقق سياست مدرسه محوري :[5]
اگر چه تفکر مدرسه محوري از سابقه ي اجرايي نسبتاً طولاني در بسياري از کشورها داراي نظام هاي نيمه متمرکز و غير متمرکز برخوردار است وبه دليل تاکيدات مکرر وزارت آموزش و پرورش توانسته است مقبوليت هاي فکري و علمي و پشتوانه هاي مهمي پيدا کند اما در خصوص اجرا با موانع و مشکلات جدي از جمله موارد زير روبرو است:
ناهم خواني اين تفکر در نظام آموزش و پرورش
عدم شناخت تفاوت هاي فرهنگي
نبود سياست ارزشيابي روشن و شفاف از عملکرد مدارس
نتيجه گيري
تحقق سياست مدرسه محوري مستلزم ارايه ي برنامه هاي دراز مدت و طولاني بر پايه ي انجام پژوهش هاي نظري و كاربردي است
تحقق اين نظام مستلزم جذب و آموزش نيروهاي نخبه ي جامعه و مهم تر از آن ، تعريف و تبيين دقيق و اجراي تدريجي آن است. مهيا نمودن بستر لازم فكري و فرهنگي براي سپردن وظايف محوله به نيروي انساني موجود كاري بس دشوار خواهد بود. زيرا متاسفانه هنوز بسياري از عوامل صفي و ستادي با اين سياست آشنا يي كافي ندارند و بودجه ي عملياتي اجراي اين سياست در مجموعه ي سيستم پيش بيني نشده است و نيرو هاي انساني شاغل با روش ها ي نوين آموزش ، تربيت نشده اند
آيين نامه ي اجرايي مدارس / دبيرخانه ي شوراي عالي آموزش و پرورش / تابستان 1379 صفحه 6
سند و منشور اصلاح نظام آموزش و پرورش ايران ، پيش نويس دوم / پژوهشكده ي تعليم و تربيت / 1382 صفحه 9
آئين نامه ي اجرايي مدارس /دبيرخانه ي شوراي عالي آموزش و پرورش 1379
[4] سند و منشور اصلاح نظام آموزش و پرورش ايران ، پيش نويس دوم / پژوهشكده ي تعليم و تربيت / 1382 صفحه 130-127
[5] مدرسه محوري يعني چه؟/ روزنامه ي همشهري شماره 2259 / 14 آبان 1379

نوشته شده توسط حسن میرزایی   | لینک ثابت |