امروزه به دليل شرايط خاص زندگي انسان هميشه با معضل كمبود وقت روبه رو است، تا جايي كه حتي بعضي پدر و مادرها وقت لازم براي تربيت فرزندانشان و آموزش آنها را ندارند. اما به راستي در همين وقت اندك نيز مي توانيم بهترين پدر و مادر براي فرزندانمان باشيم. در اين مقاله چند نكته مهم را به شما ياد آور مي شويم:
۱- هيچ گاه با فرزند خود وارد جنگ قدرت نشويد: جنگ قدرت معمولاً زماني رخ مي دهد كه كسي فكر مي كند اختيار و اراده خود را از دست داده است و براي به دست آوردن دوباره آن تلاش مي كند. والدين مسئوليت كنترل كردن كودك را برعهده دارند، اما در پاره اي مواقع كودك احساس مي كند كه اين رفتار والدين به منزله از دست رفتن قدرت او است. به همين دليل كودك عصبي و افسرده مي شود. براي حل اين مشكل اقدامات زير ضروري است:
- به جاي دستور دادن به كودك، از او سئوال كنيد.
- به كودك بيش از يك گزينه براي انتخاب كردن پيشنهاد كنيد.
- استفاده از حربه خنده و شوخي در هنگام وقوع جنگ قدرت، مي تواند پاياني بر اين جدال باشد.
۲- هر چند وقت يك بار به كودك عبارات محبت آميز بگوييد، به خصوص موقعي كه انتظار ندارد. انتقاد از ديگران معمولاً نشان دهنده نحوه قضاوت در مورد آنهاست. دانستن اين نكته كه چگونه مي توان از كودك انتقاد كرد مطمئناً مي تواند گام مهمي در بهبود روابط ميان كودك و والدينش باشد. تحسين و ستايش كودك در موقعي كه كودك انتظار آن را دارد تنها نشان مي دهد كه والدين به كاري كه موظف به انجام آن هستند، واقف هستند. وقتي كه كودك كار بدي انجام مي دهد، معمولاً نحوه انتقاد والدينش و تنبيهي را كه بعداً در مورد وي اتخاذ مي كنند در ذهنش مجسم مي كند. كودك مي تواند تشخيص بدهد كه فعل او بد بوده يا خوب، به شرطي كه ياد بگيرد در مورد افعال شخصي خويش قضاوت بكند.
- پدر و مادر مي توانند كلمات محبت آميز و دلنشيني در مورد يكي از صفات شخصي كودك به او بگويند، اين عمل به كودك نشان مي دهد كه او هميشه صفتي كه شايسته تحسين شدن باشد، دارد.
- پدر و مادر مي توانند به خاطر كاري كه كودك انجام داده، او را تحسين كنند. در اين صورت كودك ياد مي گيرد كه يك كار خوب مي تواند سرچشمه هزاران احساس لطيف ديگر باشد.
- پدر و مادر مي توانند از خوبي هاي ديگران در حضور كودك صحبت كنند. اين عمل به كودك ياد مي دهد كه مي تواند نسبت به ديگران احساس خوب و مثبتي داشته باشد، حتي وقتي كه در آن جا حضور ندارند.
- پدر و مادر مي توانند از زيبايي يك درخت، غروب خورشيد و يا هر پديده ديگري صحبت كنند. اين رفتار به كودك ياد مي دهد كه مي تواند نسبت به پديده هاي روزمره نيز احساس رضايت خاطر داشته باشد.
۳- كارهايي را كه كودك به تنهايي مي تواند انجام بدهد، به عهده خودش واگذار بكنيد. وقتي پدر و مادر فكر مي كنند كه بايد تمام كارهاي كودك را انجام بدهند، كودك هيچگاه احساس مسئوليت و استقلال را ياد نمي گيرد. كارهاي شخصي كودك را به او واگذار كنيد.
وقتي كودك از شما تقاضاي كمك مي كند، از او بپرسيد: من چه كاري مي توانم براي تو انجام بدهم؟ در اين صورت كودكان ياد مي گيرند كه جواب هاي منطقي بدهند. اما كودكاني كه هميشه تقاضاي كمك مي كنند، هيچ گاه نمي توانند آن چه را كه به آن نياز دارند، تجزيه و تحليل بكنند. والدين خوب به كودكانشان فرصت تقاضاي كمك را مي دهند، نه اين كه همواره و بدون دليل به آنها كمك بكنند.
۴- ياد بگيريد كه وقتي اشتباه مي كنيد، يا به وعده هاي خود عمل نمي كنيد از كودك عذرخواهي كنيد. والدين حتي وقتي اشتباه مي كنند، براي خود دليل دارند. يكي از مهم ترين مشكلات موجود عقايدي هستند كه معذرت خواهي كردن از كودك را نشانه ضعف والدين مي دانند. به همين دليل اولين گام مؤثر در اين رابطه، مبارزه عملي با اين عقايد قديمي و باطل است. همچنين دسته اي ديگر از والدين فكر مي كنند كه تنها راه آموزش كودكان اعمال قدرت است. آنها نيز هيچ گاه تن به معذرت خواهي كردن از فرزندان خويش نمي دهند. در ضمن نبايد از معذرت خواهي به عنوان ترفندي براي آرام كردن شرايط استفاده كرد، بلكه اين عمل بايد با صداقت و آگاهي كامل صورت بگيرد.
- وقتي والدين از كودك عذرخواهي مي كنند، وي ياد مي گيرد كه هر فردي مي تواند انسان خوبي باشد، اما مرتكب اشتباه هم بشود.
- كودك ياد مي گيرد كه بايد اشتباهات خود را بپذيرد تا بتواند آنها را تصحيح بكند.
- كودك مي آموزد كه اگر چه عذرخواهي كردن كار مشكلي است، اما انسان همواره بايد توانايي انجام اين كار را داشته باشد.
- عذرخواهي كردن نمونه عيني آموزش صداقت به كودكان است.
- كودك ياد مي گيرد كه عذرخواهي كردن گونه اي از احترام به طرف مقابل است.
- در نهايت عذرخواهي كردن والدين از كودك، به كودك ياد مي دهد كه او هم مي تواند از پدر و مادرش معذرت خواهي بكند و به اين روش احساس پشيماني خود را فراموش كند.

